ميرزا حسن حسينى فسايى

511

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

شاهى از بسطام حركت كرده ، در نزديكى آب مهماندوست « 1 » ، با سپاه اشرف سلطان جنگ كرده ، از اهتمام و مردانگى طهماسب قلى خان سپهسالار ، شكست فاحش بر لشكر اشرف سلطان افتاد و چند نفر از بزرگان آنها كشته گشت و بقية السيف فرار كردند « 2 » و در نزديكى خوار « 3 » ورامين ، اشرف حكم نمود كه تفنگچيان افغان در دره‌اى كه بر سر راه بود نشسته ، بلكه تداركى كنند ، هنوز سپاه قزلباش نارسيده كه تفنگچيان فرار نمودند و اشرف به جانب اصفهان تاخته ، بعد از ورود سه هزار نفر از علما و بزرگان و رعاياى شهر اصفهان را بكشت « 4 » و شاه طهماسب به طهران آمده ، مردمانش را قرين رأفت و مهربانى فرمود و مرحوم ميرزا محمد ، كلانتر شيراز ، در روزنامه خود نوشته است كه چون خبر استيلاى شاه طهماسب و طهماسب قلى خان سپهسالار در مملكت خراسان را و تسخير هرات و حركت اشرف به سمت خراسان ، به شيراز رسيد « 5 » ، امراى افغان و بزرگان فارس مانند ميرزا ابو طالب ثانى كلانتر شيراز و ميرزا محمد حسين شريفى ، مجمعى ساختند و واقعات خراسان را بيان داشتند و كلام اللّه مجيد را در مجلس گواه قرار دادند كه اگر فتح و نصرت با اشرف سلطان شود ، افغانان فارس بيش از پيش رعايت و جانبدارى از افراد فارسيان نموده ، عبارت ركيك « سگ پير ترا گايم » كه افغانان در وقت خشم و غيظ به فارسيان مىگفتند به صيغه توبه ترك كنند و اگر فيروزى و غلبه از جانب شاه طهماسب و ندر قلى بيگ سپهسالار باشد ، شيرازيان بدون تعرض و ممانعت افغانان را گذاشته كه به سلامت از شيراز به افغانستان روند و اين معاهده را به سوگند قرآنى استوار داشتند . دو سه روزى نگذشته كه فتحنامهء جنگ مهماندوست و شكست اشرف سلطان به صحابت فرهاد بيگ ، قورچى خراسانى به بخت‌برگشتگان شيرازى رسيد ، اهل شيراز عهد و ميثاق دو روزه را فراموش داشته ، يادى از سوگند به قرآن نكرده ، مردمان ياوه‌باف و هرزه - گوى ، پيش افتاده ، كار از گفتگو گذشته ، در هر كوچه ، افغانى را يافتند ، كشتند و دقيقه‌اى از خلف عهد ، فرو نگذاشتند و افغانان پناه به قلعه دار الحكومه كه خود احداث كرده بودند ، برده ، برج و بارو را محكم داشته شب را گذرانيدند و صبح زود جماعت افغان و تفنگچيان سمغانى كازرونى و خنجى و پشورى و لارى كه از اهل سنت بودند ، يورش به جانب شهر شيراز انداخته ، به سه چهار ساعت ، شهر را مسخر داشته قتل و غارت نموده ، زنها را به اسيرى بردند و خانه‌ها را سوختند ، بعضى دست و پائى زده ، عيال خود را به بقاع متبركه و خانقاه برده ، نيم‌جانى درانداخت . و از اتفاقات غيرحسنه وقوع اين قضيه‌ها در اوائل فصل عقرب بود . و در اين سال [ 1142 ] : بارانش نمونه‌اى از طوفان نوح ( ع ) و چندين مرتبه برف آمد كه هر كس از چنگ افغان رست ، از شدت سرما رخت به آخرت بربست ، بعلاوه ، قحط و غلا فوق - العاده گرديد ، هيمه و زغال ناياب بود و بالاى همه دردها مرض و با شايع گرديد و آنچه به حساب درآمد ، بعد از قتل‌عام نزديك به سى هزار نفر از سرما و و با در سلك خاموشان وادى فنا منتظم شدند .

--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 97 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 98 . ( 3 ) . در متن : ( خار ) . در جهانگشاى نادرى ، ص 100 ، آمده است كه : ( سر دره‌خوار را كه ميان دو كوه واقع است ) . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 102 . ( 5 ) . روزنامه ميرزا محمد كلانتر فارسى ، ص 4 با تغييرى در مضامين و عبارات .